گل ناز . . .
گل نازم
تو با من مهربون باش
واسه چشمام پل رنگین کمون باش
اسیر باد و بارونم شب و روز
گل این باغ بی نام و نشون باش
من عاشقی دلخونم
شکسته ای محزونم
پناه این دل بی آشیون باش
دلم تنگه تو با من مهربون باش
گل ناز آسمونم بی ستاره است
مثه ابرا دل من پاره پاره ست
دوباره عطر تو پیچیده در باد
نفس امشب برام عمر دوباره است
من عاشقی دلخونم
شکسته ای محزونم
پناه این دل بی آشیون باش
دلم تنگه تو با من مهربون باش
گل نازم بگو بارون بباره
که چشماتو به یاد من میاره
تماشای تو زیر عطر بارون
چه با من می کنه امشب دوباره
شب و تنهایی و ماه و ستاره
من عاشقی دلخونم
شکسته ای محزونم
پناه این دل بی آشیون باش
دلم تنگه تو با من مهربون باش




می دونی عشق یعنی چی ...؟!! 
عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی از فراقش سوختن
عشق یعنی سر به در آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی بنده فرمان شدن عشق یعنی تا ابد رسوا شدن
عشق یعنی گم شدن در کوی دوست عشق یعنی هر چه در دل آرزوست
عشق یعنی یک تیمم یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز
عشق یعنی یک تبسم یک نگاه عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه
عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی قطره و در یا شدن
عشق یعنی پیش محبوبت بمیر عشق یعنی از رضایش عمر گیر
عشق یعنی زندگی را بندگی عشق یعنی بندگی آزادگی
۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱
گفتم و گفتی ؟!؟
گفتي بمون با من بمون
گفتم مي مونم
گفتي با دل تنگي بخون
گفتم مي خونم
گفتم كه مست و عاشقم ديوونه تو
هرشب خرابم گوشه ميخونه تو
گفتي ببندم عهد با ياد تو بستم
تاج غرورم و زير پات شكستم
گفتي كه بايد عاشق و ديوونه باشم
چون ساقي هرشب مي كش مي خونه باش
گفتي كه بايد خاطرم شرط تو باشه
آخه خيال خسته ام خط تو باشه
گفتي كه با ياس تنت پيرهن بدوزم
چون شاپرك باشم كه از عشقت بسوزم
گفتي كه دستامو بگير
گفتم مي گيرم
گفتي كه از عشقم بمير
گفتم ميميرم
گفتمو گريه كردمو پاي تو ساختم
اين دل سر به راه و آسون به تو باختم
گفتي بمون با من بمون
گفتم مي مونم
گفتي با دل تنگي بخون گفتم مي خونم
چرا با اين كه ميدونم خطا كرده
۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱
من تنها شدم
یادته پروانه صفت چشم به چشم میدوختیم
مثل شمع و پروانه پای هم میسوختیم
اون روزا رفاقتمون خیلی ساده بود
حسادت دوستات به تو خیلی ضایع بود
می خوای پیشت من همین حالا برگردم!
بدونه من الان خیلی ها تو رو ترک کردن
به تو حسودی میکردن چون با من بودی
همیشه اون موقع ها دوسم داشتی چون پیشم بودی
یادته اون موقع ها عاشقم نبودی؟
واسه دوستی با من لایقم نبودی
پیش رفیقات گفتی میپوچینمش به زودی
گفتم باشه برو! از این کار نداره سودی
من تنها شدم!
دیگه به تو چه
خودم میدونم چی کار کنم تا از نوشه!
الان میخوای پیشم باشی
زودتر برو
حالا که معروفم فقط میگی میخوام تو رو؟
اون موقع ها بچه بودیم حالیمون نبود
عشق و عشقبازی تو بازیمون نبود
انگار نه انگار که با هم دوست بودیم
همدیگرو دوست داشتیم و دوست هم بودیم
شب و روز به من فکر میکردی
میدونم که الان میخوای پیشم برگردی
ولی اینو فهمیدم که چقدر خر بودم
البته اون موقع ها خیلی بچه تر بودم
تو رفتی من هستم
دیگه دستتو پس نده تو دستم
من هستم
چشمامو واسه ی گریه بستم
اما دفتر زندگی رو نبستم
من رفتم تا بگم بهت
من لایقت نبودم