تبليغاتX
***گناهاتون رو با پاکن می نویسم***

***گناهاتون رو با پاکن می نویسم***

یک داستان عجیب

یک داستان عجیب

اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ »
رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند. شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود ... صبح فردا از راهبان صومعه پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یک راهب نیستی»
مرد با نا امیدی از آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد.
چند سال بعد ماشین همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .

بقیه در ادامه مطلب ..................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/28ساعت 7:44 بعد از ظهر  توسط  صادق  | 

همسريابي ازطريق چت کردن(طنز)

سلام دوستان اینم آخر و عاقبت چت کردن

امیدوارم شما از این جور آدما  نباشین

شدم با چت اسير و مبتلايش / شبا پيغام مي دادم از برايش

 به من مي گفت هيجده ساله هستم / تو اسمت را بگو، من هاله هستم

بگفتم اسم من هم هست فرهاد / ز دست عاشقي صد داد و بيداد

بگفت هاله ز موهاي کمندش / کمان ِابرو و قد بلندش

بگفت چشمان من خيلي فريباست / ز صورت هم نگو البته زيباست

نديده عاشق زارش شدم من / اسيرش گشته بيمارش شدم من

ز بس هرشب به او چت مي نمودم / به او من کم کم عادت مي نمودم

در او ديدم تمام آرزوهام / که باشد همسر و اميد فردام

براي ديدنش بي تاب بودم / زفکرش بي خور و بي خواب بودم

به خود گفتم که وقت آن رسيده / که بينم چهره ي آن نور ديده

به او گفتم که قصدم ديدن توست / زمان ديدن و بوييدن توست

ز رويارويي ام او طفره مي رفت / هراسان بود او از ديدنم سخت

خلاصه راضي اش کردم به اجبار / گرفتم روز بعدش وقت ديدار

رسيد از راه، وقت و روز موعود / زدم از خانه بيرون اندکي زود

چو ديدم چهره اش قلبم فرو ريخت / توگويي اژدهايي بر من آويخت

به جاي هاله ي ناز و فريبا / بديدم زشت رويي بود آنجا

نديدم من اثر از قد رعنا / کمان ِابرو و چشم فريبا

مسن تر بود او از مادر من / بشد صد خاک عالم بر سر من

ز ترس و وحشتم از هوش رفتم / از آن ماتم کده مدهوش رفتم

به خود چون آمدم، ديدم که او نيست / دگر آن هاله ي بي چشم و رو نيست

به خود لعنت فرستادم که ديگر / نيابم با چت از بهر خود همسر

بگفتم سرگذشتم را به «جاويد» / به شعر آورد او هم آنچه بشنيد

که تا گيرند از آن درس عبرت / سرانجامي ندارد قصّه ي چت

+ نوشته شده در  88/07/11ساعت 10:8 قبل از ظهر  توسط  صادق  | 

ترفند های کمپیوتر

راهی برای پیدا کردن IP فرستنده ایمیل , در یاهو

 

 

در این ترفند ميخوام راهی براي پيدا کردنن IP ایمیل دوستانتون براتون بگم 

( قابل توجه اونایی که فکر ميکنن  چنین کاری غیر ممکنه )

اين راه نياز به تغيیراتي در تنظيمات دارد مراحل زير را دنبال کنيد Mail Options ايميلتان را باز کرده  سپس

 گزينه General Preferences   را انتخاب کنيد در اين قسمت تغيراتي را ميتوانيد در ايميلتان ايجاد کنيد مثل 

 From name اسمتون رو در نامه هائي که ميفرستيد تغير ميدهد و messeges per page تعداد نامه هائي

 که در يک صفحه نشان داده ميشود و . . .  ادامه ترفند رو بگم : Headers  در اين قسمت با انتخاب . . . 

 Show all ميتونيد IP کسائي که بهتون ايميل ميفرستن رو ببنيد و در انتها تغيیرات را   Save کنيد به همین

 راحتی !

+ نوشته شده در  88/07/08ساعت 7:58 بعد از ظهر  توسط  صادق  | 

اينم 25 تا چرت و پرت !!!

سلامی دوباره   اينم ۲۵ تا چرت و پرت !!!


?- چرا روي آدرس اينترنت به جاي يک دبليو؛سه تا دبليو مي گذارند ؟ چون کار از محکم کاري عيب نمي کند!
?- اگر? اسکلت از بالاي ديوار بپرد پايين چه مي شود ؟ هيچ وقت اين کار را نميکند چون جيگر ندارد!
?- چرا مار نمي تواند به مسافرت برود ؟ چون دست ندارد که براي خداحافظي تکان دهد!
?- براي قطع جريان برق چه بايد کرد ؟ بايد قبض آن را پرداخت نکرد!
?- نصف النهار چيست ؟ همان شام است که در واقع نصف نهار است که براي شام مانده است!
?- آخرين دنداني که در دهان ديده مي شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي!
?- چرا دوچرخه خودش نمي تواند به ايستد؟ چون خيلي خسته است!
?- اگر کسي قلبش ايستاده بود چه مي کنيد؟ برايش صندلي مي گذاريم !
?- دارچين رو چگونه درست مي شود؟ وقتي يک چيني را دار بزنند!
??- چرا لک لک موقع خواب يک پايش را بالا مي گيرد ؟ چون اگر هر دو تا رو بالا بگيرد ؛ مي افتد!
??- اگر شخصي خيلي سر شناس باشد ؛ به نظر شما چه کاره است ؟ آرايشگر!
??- اگر تلويزيون روشن نشد چه مي کنيد ؟ آن را هل مي دهيم و مي زنيم کانال دو!
??- شباهت دماسنج با ورقه ي امتحان در چيست؟ هر دو وقتي به صفر مي رسند آدم مي لرزد!
??- چرا دود از دودکش بالا مي رود ؟ چون ظاهرا چاره ي ديگري ندارد!
??- شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چيست ؟ هر دو تاشونو دير کشيدن بيرون!
??- فرق يخمک با آتروپات در چيست؟ يخمک خوشمزه تر است!
??- فرق باتري با مادر زن در چيست ؟ باتري حداقل يک قطب مثبت دارد اما مادر زن هيچ چيز مثبتي ندارد!
??- اختراعي که براي جبران اشتباهات بشر درست شده است چيست ؟ طلاق!
??- چه طوري زير دريايي لر ها رو غرق مي کنند؟ يه غواص ميره در ميزنه !
??- ناف چيست؟ ناف نمره ي صفري است که طبيعت به شکم بي هنر داده است!
??- خط وسط قرص براي چيه ؟ براي اين که اگر با آب پايين نرفت با پيچگوشتي بره !
??- چرا غضنفر ها با دو دست دست مي دهند؟ چون فرق راست و چپشونو بلد نيستند!
??- يک غضنفر چگونه يک پرنده رو مي کشد؟ آن را از بالاي يک صخره به پايين پرتاب مي کند!
??- چرا غضنفر ها هميشه ?? تايي ميرن سينما ؟ چون براي کمتر از ?? ممنوع بوده !
??- اگر در يک موسسه سطح بالا يک غضنفر ببينيد به او چه مي گوييد؟ يک بازديد کننده!

   امید وارم که خوشتون بیاد  اگه خواستین نظر بدین !!!

+ نوشته شده در  88/04/05ساعت 4:50 بعد از ظهر  توسط  صادق  | 

شعر های عشقولانه

 

گل ناز . . .

گل نازم
تو با من مهربون باش
واسه چشمام پل رنگین کمون باش
اسیر باد و بارونم شب و روز
گل این باغ بی نام و نشون باش
من عاشقی دلخونم
شکسته ای محزونم
پناه این دل بی آشیون باش
دلم تنگه تو با من مهربون باش


گل ناز آسمونم بی ستاره است
مثه ابرا دل من پاره پاره ست
دوباره عطر تو پیچیده در باد
نفس امشب برام عمر دوباره است
من عاشقی دلخونم
شکسته ای محزونم
پناه این دل بی آشیون باش
دلم تنگه تو با من مهربون باش


گل نازم بگو بارون بباره
که چشماتو به یاد من میاره
تماشای تو زیر عطر بارون
چه با من می کنه امشب دوباره
شب و تنهایی و ماه و ستاره


من عاشقی دلخونم
شکسته ای محزونم
پناه این دل بی آشیون باش
دلم تنگه تو با من مهربون باش

 

  

  می دونی عشق یعنی چی ...؟!!   

عشق یعنی انتظار و انتظار                         عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر                  عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی دیده بر در دوختن                         عشق یعنی از فراقش سوختن

عشق یعنی سر به در آویختن                        عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی لحظه های ناب ناب                      عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی بنده فرمان شدن                              عشق یعنی تا ابد رسوا شدن

عشق یعنی گم شدن در کوی دوست            عشق یعنی هر چه در دل آرزوست

عشق یعنی یک تیمم یک نماز                               عشق یعنی عالمی راز و نیاز

عشق یعنی یک تبسم یک نگاه                         عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه

عشق یعنی سوختن یا ساختن                                عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی همچو من شیدا شدن                      عشق یعنی قطره و در یا شدن

عشق یعنی پیش محبوبت بمیر                        عشق یعنی از رضایش عمر گیر

عشق یعنی زندگی را بندگی                                  عشق یعنی بندگی آزادگی

 

 ۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱

  گفتم و گفتی ؟!؟

گفتي بمون با من بمون 

  گفتم مي مونم
گفتي با دل تنگي بخون 

 گفتم مي خونم
گفتم كه مست و عاشقم ديوونه تو
هرشب خرابم گوشه ميخونه تو
گفتي ببندم عهد با ياد تو بستم
تاج غرورم و زير پات شكستم
گفتي كه بايد عاشق و ديوونه باشم


چون ساقي هرشب مي كش مي خونه باش
گفتي كه بايد خاطرم شرط تو باشه
آخه خيال خسته ام خط تو باشه
گفتي كه با ياس تنت پيرهن بدوزم
چون شاپرك باشم كه از عشقت بسوزم
گفتي كه دستامو بگير
گفتم مي گيرم
گفتي كه از عشقم بمير

 
گفتم ميميرم
گفتمو گريه كردمو پاي تو ساختم
اين دل سر به راه و آسون به تو باختم
گفتي بمون با من بمون
گفتم مي مونم
گفتي با دل تنگي بخون گفتم مي خونم
چرا با اين كه ميدونم خطا كرده

۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱

من تنها شدم

یادته پروانه صفت چشم به چشم میدوختیم
                        مثل شمع و پروانه پای هم میسوختیم
                                      اون روزا رفاقتمون خیلی ساده بود
                                              حسادت دوستات به تو خیلی ضایع بود
                                    می خوای پیشت من همین حالا برگردم!
                          بدونه من الان خیلی ها تو رو ترک کردن
                   به تو حسودی میکردن چون با من بودی
 همیشه اون موقع ها دوسم داشتی چون پیشم بودی
یادته اون موقع ها عاشقم نبودی؟
                واسه دوستی با من لایقم نبودی
                       پیش رفیقات گفتی میپوچینمش به زودی
                                گفتم باشه برو! از این کار نداره سودی

من تنها شدم!
     دیگه به تو چه
        خودم میدونم چی کار کنم تا از نوشه!
                 الان میخوای پیشم باشی
                                   زودتر برو
      حالا که معروفم فقط میگی میخوام تو رو؟
اون موقع ها بچه بودیم حالیمون نبود
                   عشق و عشقبازی تو بازیمون نبود
                                       انگار نه انگار که با هم دوست بودیم
                                        همدیگرو دوست داشتیم و دوست هم بودیم
                        شب و روز به من فکر میکردی
          میدونم که الان میخوای پیشم برگردی
        ولی اینو فهمیدم که چقدر خر بودم
البته اون موقع ها خیلی بچه تر بودم
تو رفتی من هستم
    دیگه دستتو پس نده تو دستم
              من هستم
    چشمامو واسه ی گریه بستم
       اما دفتر زندگی رو نبستم
       من رفتم تا بگم بهت
          من لایقت نبودم

+ نوشته شده در  88/03/07ساعت 4:37 بعد از ظهر  توسط  صادق  |